أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
405
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و اين آيت آورد و برسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم خواند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرو آمد و آواز داد منادى در قوم كه : فرو آئيد ، و كس فرستاد تا پيش رفتگان باز آيند و نارسيدگان رسيدند ، آنجا درختى چند دوح بود بفرمود تا زير آن برفتند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنجا فرو آمد و بفرمود تا پالانهاى شتر جمع كردند و بر هم نهادند « 1 » و چيزى برو افكندند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر آنجا رفت و صحابه مهاجر و انصار همه حاضر ، خطبهء بليغ كرد و آن معروف و مشهور است و قوم را زجر كرد و وعظ گفت و آنگاه گفت : نعيت الى نفسى و قد حان منّى خفوف من بين اظهركم « 2 » ، خبر مرگ من با من دادند وقت رفتن من از ميان شما نزديك آمد و مرا بخواندند و نزديك است كه اجابت كنم و انّى مخلّف فيكم ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى و انّ اللطيف الخبير اخبرنى انّهما لن يتفرّقا حتّى يردا علىّ الحوض ، در ميان شما رها ميكنم دو چيز اگر شما به آن تمسّك كنيد گمراه نشويد كتاب خداى و عترت من اهل البيت و خداى لطيف خبير مرا خبر داد كه : اينان از يكديگر جدا نگردند تا كه بر كنار حوض با پيش من آيند آنگه گفت : اللّهمّ هل بلّغت ، بار خدايا برسانيدم ؟ و فصلى ديگر بگفت و در عقب آن گفت : علىّ منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى ، على از من بمنزلهء هارون است از موسى جز آنكه از پس من پيغمبر نيست ، آنگه گفت : اللّهمّ هل بلّغت ؟ تا كه فصلهاى بسيار بگفت و در عقب هر فصلى در حقّ امير المؤمنين حديثى ميگفت و ميگفت : اللّهمّ هل بلّغت ؟ چنان كه در سير و تواريخ مشهور است آنگه اشارت كرد بامير المؤمنين و او را بخواند و با خود بر آن منبر برد و بازوى وى گرفت و او را برداشت و بگردانيد و بر مردمان جلوه كرد چنان كه عروس را عرضه كنند تا مردمان سپيدى بغل هر دو بديدند و ساعتى خاموش مىبود آنگه گفت الست اولى بكم منكم بانفسكم ، نه من از شما بشما اوليترم ؟ - قالوا بلى ، تقرير كرد تا اقرار دادند چون همه اقرار دادند بىفصلى و تراخئى گفت : من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ، هر كه من مولاى وىام على مولاى
--> ( 1 ) - اشاره به اين مطلب است آنچه در اين بيت آمده : « به آن روزى كه وحى آمد نبى را * كه از پالان اشتر ساخت منبر » ( 2 ) - جزرى در نهايه گفته : « و فى حديث خطبته فى مرضه : ايها الناس قد دنا منى خفوف من بين اظهركم ، اى حركة و قرب ارتحال ؛ يريد الانذار بموته » .